محمدتقى نورى
212
اشرف التواريخ ( فارسي )
صاحب تمكين از حكم برادر سر باز زده ، از قبول آن امتناع نمود . كسان امير حيدر كيفيّت « 1 » را معروض داشتند ، تشكيك بخارا خانى به مرتبهء يقين رسيده ، « 2 » به امراى اوزبكيه حكم گرديد كه برادر را از مرو بىاختيار نموده ، برداشته به بخارا ببرند . قبل از وصول حكم « 3 » امير حيدر شهزادهء نيكاختر تركمانيهء سالور ( 118 ) و ساروق ( 119 ) را كه در محال « 4 » سرخس سكنا داشتند و « 5 » مقلّد به « 6 » قلادهء اطاعت اين دولت بودند تمامى آنها را از ركاب مرخص و مأمور نزد امير ناصر الدّين فرمودند و به ارسال خلعت ملوكانه « 7 » و اسب يراق مينا و ساير تكلّفات و تنسوقات « 8 » لايقه رضاجوى خاطر اميرزاده شده ، يكبارگى مرغ دل او را به دانهء انعام و احسان صيد نمودند . اميرزاده از ظهور مراحم خسروانه مسرور و خوشوقت شده ، مرويان و تركمانيهء سرخس را پيش كشيده ، محرم اسرار خود ساخت و ايش محمّد خان كه از امراى معتبر قلماق و صاحباختيار امور اميرزاده بود با امراى اين دولت طرح آشنايى انداخته ، ( 80 الف ) با اميرزاده يكجهت گرديد فى الحقيقه كار اميرزاده رواجى تمام پذيرفته ، ما فى الضمير خود را با امراى اوزبكيه در ميان آورده ، آنها را به متابعت و معاهدت خود تكليف « 9 » نموده ، آن سيه درونان از قبول آن امتناع ورزيدند . « 10 » اميرزاده به صواب ديد ايش محمّد خان به قتل آن تيرهبختان « 11 » فرمان داده ، مرويان كه مترصد چنين روزى بودند ، با تركمانان يكدل شده ، تيغ بىدريغ را بر آنها حكم ساخته ، اكثرى از امراى اوزبكيه به قتل رسيد . « 12 » بقية السيف كه معادل « 13 » يك هزار نفر بودند از مرو فرار و عزيمت بخارا كردند . « 14 » تركمانيه به قدر سه هزار نفر سوارهء جرّار متعاقب آنها روان شده ، در حوالى چهار چوبين الفريقين جنگ صعب اتفاق افتاده . از نوادر اتّفاقات ، « 15 » امير حيدر هفت هزار سوار اوزبكيه را مأمور به مرو نموده بود « 16 » كه
--> ( 1 ) . مج : حقيقت اين خبر را . ( 2 ) . مج : شك بخارا خانى به يقين انجاميد . ( 3 ) . مج : احكام . ( 4 ) . مج : « محال » ندارد . ( 5 ) . مج : « و » ندارد . ( 6 ) . مج : « به » ندارد . ( 7 ) . مج : خلعت فاخر . ( 8 ) . مج : تنشوقات . ( 9 ) . مج : تكليف به متابعت خود . ( 10 ) . مج : نمودند . ( 11 ) . مج : بدبختان . ( 12 ) . مج : رسيده . ( 13 ) . مج : بهقدر . ( 14 ) . مج : عازم بخارا گرديدند . ( 15 ) . مج : اتفاقيه . ( 16 ) . مج : « بود » ندارد .